حکم اعدام بود.. اعدامی لحظه ای مکث کرد وبوسه ای بر طناب زد دادستان گفت:صبر کیند اقای زندانی این چ کاریست؟!زندانی خنده ای کرد و گفت:بیچاره طناب نمیزاره زمین بیفتم ولی ادم ها بدجور زمینم زدن.........



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢٠ | ٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : نسا کریمی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.